تبليغاتX
مرگ بر شیطان بزرگ و ایادی اش

مرگ بر شیطان بزرگ و ایادی اش

ز معرم تا به شعر راهی دراز است- ازین رو راه نقدش باز باز است

 

نقل از وبلاگhttp://www.iranman1359.blogfa.com

به بهانه جنبش سبز الکی!!!

 

بسیجی واقعی!!!

 
مطلب زیر را از وبلاگ سرداران بی پلاک به امانت گرفتم !!!
 
دوستان عزیز همراه""" برای رساندن حق مطلب ناگزیر شدم عکس شهدای والا مقام را در کنار تصاویر کسانی قرار بدم که خون شهدا را با ابتذالشان  پایمال کرده اند 

امیدوارم با دقت مشاهده ووشعر را بخوانید واندکی تعمق کرده ونظرتون را برام  ارسال کنید. یا حق

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/6/38414_564.jpg

 

 لطفا این شعر را تا آخر بخونید بعد قضاوت کنید...با سپاس.

کمیل شعر "بسیجی واقعی، همت بود و باکری"

 

کار سختیه اگه بخوای همیشه بخندی. گاهی اوقات اشک تو چشمات و بغض توی گلوت، رهات نمیکنه. این شعر حاصل یکی از همان اوقات است.
 
داد میزنه این روزا، توی خیابون، فِری
بسیجیه واقعی، همت بود و باکری
***
بسیجیه واقعی،اونه که مرده باشه!
زنده اگر بمونه، باید تو خونه باشه!
 
به یاد من نمونده، خاطره ی زیادی
ز همت و باکری، به غیره کلیاتی
Name:  shahid-bakeri.jpg
Views: 57
Size:  53.0 كيلوبايت

تصویر شهید بزرگوار، حاج همت، قبل و بعد از شهادت. تصویر دلخراشی است. عذر میخوام بخاطر درج این عکس اسفناک اما معتقدم که باید این عکس ها را دید و همزمان با تصویر خانمهای طرفدار موسوی که سبزی نشانند مقایسه کرد. من که بعد از دیدن این عکس ها از بابت بی حرمتی به خون شهدا اشک در چشمانم حلقه زد و به سبب نادانی سبزی ها خنده ام گرفت. خوشا به سعادتت سردار .

 

یاد ندارم که همت، مسجد سوزونده باشه

نماز جمعه ها شو، اونجوری خونده باشه
 
تصویری از حماسه نماز جمعه مختلط توسط حامیان واقعی شهید همت و برادران باکری!!!
میشه مگر باکری هیئت ندیده باشه
به شهر و خونه هامون آتیش کشیده باشه
***
یقین دارم باکری، بچه مسلمون بوده
 
 
http://www.mousel4.com/pictures/91.jpg
پرچم ایران ما، براش مثه جون بود
 
 
 
***
نه مثل سبزیه آش! بیاد میون میدون
تا که بهش بخندن کوچیک و پیر و جوون
***
برای دفع دشمن، باکری داده خونش
نه در ره بی بی سی، حذر کنه ز جونش
 
 
غصه نخور بسیجی، اینم یه جور جهاده
موندنه تو راه حق، نه آسونه نه ساده
***
یادم میاد یه روزی، به وقت انتخابات
قِر میومد یه بانو، با کلی افتضاحات
***
رو پرچمه تو دستش، اسم پیامبر هم بود
چیکار میکرد اون اگر،برادر همتم بود؟
غربتمون رو امروز، باکری ها میدونن
که سبزیا میرقصن تو شهرمون، میخونن
***
همون جماعتی که، شکسته پشت همت
داد میزنه: حمایت، بسیجیه باغیرت!
***
بسیجیه باغیرت،جون کف دستش گذاشت
مثل داداش کبیری، ما همه رو جاگذاشت
 
وقتی گلی و پری، با هم میرن خیابون
حرمت خون همت، فنا میشه چه آسون
این هم گلی و پری!!! وارثان بر حق خون شهید همت و برادران باکری!
غصه نخور بسیجی، اینم یه جور جهاده
موندنه تو راه حق، نه آسونه نه ساده
***
تا حامیه بعضیا، اون رجویه نازه
خیال نکن باکری، با سبزیا میسازه
***
منافقا همیشه، ریگ توی کفششونه
بسیجیه باغیرت، دشمن جونشونه
***
میترسن اینکه امروز، بسیجیا بیدارن
تا ترسشون بریزه، شرط و شروط میذارن
***
خیلی باحالن ولی، خیالشون چه خامه
زندگیه بسیجی، خودش یه جور پیامه
***
حب ولایت اما، تو قلبمون میمونه
چشم حسود کور بشه، که قلبامون جوونه
***
یه وقت باید بجنگی، تو جبهه ها تو میدون
یه وقتی هم که جبهه، میشه همین خیابون

نحوه ی قتل عام اراذل و اوباش(ببخشید مردم بیگناه!!!) به این صورت بود که اونا با سپرهای خودشون مانع اصابت سنگ های پرتاب شده توسط سبزی ها، به سر و صورت خود می شدند .........

غصه نخور بسیجی، اینم یه جور جهاده
 
موندنه تو راه حق، نه آسونه نه ساده
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 1:25 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

از وبلاگ : http://www.zootova.persianblog.ir

شعری

 از علی میرزائی~

سراسر فعل سبزی ها حلال است                         نشستن پیش محرومان حرام است

مکش دست نوازش بر یتیمان                            که بی کس را، نوازش هم حرام است

شعاری بر عیله انگلستان                                     بنا بر قول سبزی ها حرام، است

مبادا لج کنی با آل صهیون                                  به قول موسوی، این هم حرام است

اگر اشغال دشمن شد فلسطین                            مسلمان را حمایت هم حرام است

 

ولی استاد موسیقی و آواز                                      برایش ربنا خواندن حلال است

 

به من ربطی ندارد در فلسطین                              مسلمان را مسلمانی حرام است

 همانا موسوی، عشقم عزیزم                                   تمام فعل و افعالش حلال است

بمیرد در فلسطین کودکی زار                               حمایت های لفظی هم حرام است

 

 

چنان گردنکشی، سرمایه داری                                برای فوج کروبی حلال است

    به فتوای سران اغتشاشات                       اطاعت، جز ز بی بی سی حرام است

اگر سبزی بسوزد مسجدی را                                 نگاه چپ به او کردن حرام است

اگر خوردی کتک از آل سبزی                                     دفاع از خود، بدان اما حرام است

 

نماز جمعه با سوت و کف و جیغ                           حلال است و به غیر از آن حرام است

 

 حلال آن ادعای پر هیاهوست                                 بخواهی مدرک از آنها، حرام است

حلال است آنکه ناموس من و تو                       خورد فحش از شما، جز این حرام است

بساط قلدری اندر خیابان                                     ز سوی جمع سبزی ها حلال است

 

در این وضع سراسر شبهه آلود                               حلال شرعی و عرفی حرام است

الا سبزی، ز بی بی سی حذر کن                        که گوید عشق ایران هم حرام است

 گمانم انتقاد از آل سبزی                                           حرام اندر حرام اندر حرام است

 شعر از علی میرزائی

 

معرهای قبلی من

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 0:26 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

 سبز حق ، سبز ولا و رهبر یست

شیوه و رسمش، ره پیغمبریست

-

در خیانت آنکه ره ، طی می کند

مدعیِ خائن و( موسوی)  ،  آن دیگریست(کروبی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 0:3 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

نه غزه  نه لبنان - تمومه حرف شیطان

 

 

(تصاویری از جشن پریم سالروز کشتار هفتاد و پنج هزار ایرانی به دست صهیونیست ها)

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

نقل از وبلاگ

جنبش سبز علوی 

http://sabzenabe2.blogfa.com

سبز رنگ خوبي و زيبايي است سبـز رنگ هستـي و پيدايي است

سبز رنگ پاك معصوميت است رنـگ تقـوا و خلـوص نيت است

سبز رنگ پاكي سجـاده ها ست استجابت كردن حـق از دعـا ست

سبز را رنگ ولايـت گفته اند تا كه حـق را با صلابت گفته اند

سبز رنگ رويش و روييدن است سبز رنگ يـاس را بوييدن است

سبز رنگ گنـبد است و بارگاه ني كه رنگ غفلت است و يا گناه

لشگر اين سبز روحانيت است عشقشان با مقتداشان بيعت است

سبز رنگ جمله دين انبياء است رنگ ايمان است و رنگ اولياء است

سبـز يعني رنگ نور انبـياء سبـز يعني مشق عشق اوليـاء

سبز در زنجيـر دونان شد اسير سخت در دام فريب افتـاده گير

هر كجا سبـزي بود يادش كنيم تا كه از اين فتـنه آزادش كنيم

سبز رنگ شال هر عياش نيست رنگ هر ولگرد و هر اوباش نيست

سبز رنگ دختران هرزه نيست اين دغل بازي و فتنه كار كيست؟

سبـز رنگ پيـروان انقـلاب ني كه رنگ دختـران بد حجاب

اينكه مي‌گويند سبزي رنگ ماست جنبـشي از شـورش اهل ريا ست

اي دغل بازان صد رنگ و سياه عاقبت تا كي تبــاهي و گنـاه

سبز را تا كي به زنجيرش كشي از بلنـدي تا كه بر زيرش كشي

سبز تو از جلبك قورباغه است قصد تو پي كردن يك ناقه است!

اين كلاغان را به رنگ سبز چه؟ دزد را با كنـتور و با قبض چه؟

اي تبه كاران مست و پر فريب تا به كي در رأي مردم شك و ريب؟

اي كلاغان فتنه ها را بس كنيد دشمني با قرقي و كركس كنـيد

سبز مي گويد كه اي ارژنگ ها بس كنيد اين فتنه و نيـرنگ را

راه تو ره نيست بل كجراهه است راه باطل آخرش بيـراهه است

چون خودت داني كه راهت سبز نيست رهبري اهل فتنه بهـر چيست ؟!

سبز رنگ روشن و آرامي است پرچـم جمهـوري اسلامـي است

سبز رنگ نور پاك فاطمه(س) است با دعايش فتنه ها را خاتمه است

سبز رنگ جنگل است و بيشه است ني كه رنگ هر تبر يا تيشه است

آن كه نظم جامعه كرده تباه روي او از تيرگي باشد سياه

مدتي درياي ما طوفاني است عده اي از ناكسان زنداني است

موج دريا چون كه روزي وا نشست آن حباب و آن خس و خاشاك هست ؟

اي سيه رويان همه فرصت طلب اي تبه كاران زشت و رنگ شب

هر كسي شال نفاقي بسته است كي ز دام و بند شيطان رسته است !

سبز كي رنگ دروغ است و ريا سبز كي رنگ فريب است و جفا

راه ما باشد ره پير خمين (ره) هم كه اين راه حسن هست و حسين (ع)

سبز گفتا كي تو داني من كيم هر چه ام رنگ دغـل بازي نيم

هم بگفتا رنگ مزدوري نيم رنـگ خفـاشان شب كوري نيم

آنكه باطل مي رود او سبز نيست پاي در گل مي رود سر سبز نيست

رهبر از دست شما ناراضي است چون همي گويد كه اين جو سازي است

هم كسي كه حجت از سوي خداست قلـب او رنجـور از كار شماست

اين جماعت كارشان يك‌رنگ نيست قصدشان جز فتنه و نيرنگ نيست

روز قدس اين افتخار ملت است دوستي با دشمنان از ذلت است

سيزده آبان كه فخر ميهن است روز پيـروزي ما بر دشمـن است

سبز آنها سبز آمريكايي است كارشان جنجـالي و غوغـايي است

سبز رنگ مردي و مردانگي است ني كه رنگ مستي و ديوانگي است

سبز رنگ مردمان ساده است مردم بي حيلـه و افتـاده است

رنگ تو رو بر سياهي مي زند كارت آخـر بر تبــاهي مي زنـد

آنكه دائم بي دليل و با سؤال رنج ملـت را برد زير سؤال

گر بگويي اين دغل ها كار كيست نمره ات را مي دهم يك بيست بيست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 10:5 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

نمی خواد  از خواب غفلت پا  بشه

نمی خواد  همراه با خوبا ،   بشه

-

صاحب غیرت مردونه ،  باشه

هر چی که خواست خدا،اونه باشه

-

هی خدا بهش ، عنایت  ،  می کنه

ولی اون به شیطون عادت می کنه

-

واسه اون فدا ، دل و جون می کنه

نعمتا رو ،  وقف شیطون می کنه

-

جای شکر همیشه غُرغُر می کنه

آیه ی حق رو  ،  تمسخُر می کنه

-

نصیحت ها ، روی اون  بی تأثیره

هر کسی  تو چنگ  نفسِش ، اسیره

-

یه روزی بیدار می شه ، اما دیره

توی اون لحظه که داره  می میره

-

تو قیامت کاراشو ،  نشون می دن

بهش حَسرَتای ،  بی امون می دن

-

میگه  برگردم  اگه   ،  آدم  میشم

دور ازین ماتم و درد و غم می شم

-

مثل سگ چِخ میکُنن که  ، خفه شو

مایه ی مسخرگی  ،  هر   دفه   شو

-

عمرتو ،   به  بازیا  ، هدر دادی

 سرتو ،  به تیشه و ،  تبر دادی

-

مأمورا ، میکِشنِش ،  به آتیشه

که  باید   اونجا بمونه ،همیشه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آبان1388ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

میلاد

 

 امام رضا

 

 امام رئوف

 

 (علیه السلام )

 

 مبارکباد

+ نوشته شده در  جمعه 8 آبان1388ساعت 7:56 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

شعر از آقای حسن اسحاقی

عشق پایان خوشی نیست برای من و تو

کاش نزدیک شود فاصله های من و تو

باز هم نام تو فریاد شده بر لب من

کی به هم می رسد اینبار صدای من و تو؟!

تو نپرس از من و من از تو نخواهم پرسید

بی جواب است از این لحظه چرای من و تو

بعد عمری دلمان خواست که با هم باشیم

شاید اینبار نمی خواست خدای من و تو...

مثل فرهاد دویدم، نرسیدم...رفتی

قصه ها هم نرسیدند به پای من و تو

عاقبت از غم هم روی زمین می پوسیم

کاش یک غنچه بکارند بجای من و تو

اردیبهشت88-حسن اسحاقی-کرج

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 11:30 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

نعمتم دادی که بشناسم تو را

لیک بستم بر تو من چشمان خود

-

روح و جان دادی که جاویدم کنی

وقف شیطان کردم اما جان خود

-

ماه مهمانی شد الطافت فزون

جملگی دعوت کنی بر خوان خود

-

بی سرو سامان و سرگردان شدم

از تو بنمایم طلب سامان خود

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 0:47 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

 از وبلاگ

http://www.hshokoohi.com/news.php

 بیا ترک رفیقان هوا کن

بیا چندی رفاقت با خدا کن

 

در این سودا ترا سود است بسیار

اگر دیدی ضرر لعنت به ما کن

--------------------------------

افســوس که نفــس سرکشم رام نشـد


افکـــــند مــــــــــرا به دام و آرام نشــــــد

 


شامــــی که خطا نکرده ام صبح نگشت


روزی کــــــــه گــــنه نکرده ام شام نشد

+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

می رسد مهمانی ماه عزیز

 

تا که دلها را کند پاک و تمیز

+ نوشته شده در  جمعه 30 مرداد1388ساعت 6:39 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

خبر فوري : شكوائيه عليه جناب آقاي موسوي خامنه به زودي تسليم دادستاني مي شود .

دریا مظهر عظمت، پاکی، صداقت و اقتدار است و موج  نمادی از خشم آن.انسان ها به مثابه قطره هایی زلال می مانند که هر چند مجموعه ای از آن ها همانند رود خروشانی به سوی مجموعه ای متحد و بزرگ همچون دریای عظیم ملتی واحد سرازیر می گردند و هیچ کس نمی تواند در دریای همدلی و یگانگی انسان ها خللی ایجاد کند مگر اینکه دریــا با موج خشم ونفرت خود کشتی طغیان گرش را منهدم و نابود سازد. اگر چه صبر دریا زیاد است و عمر طوفان کم ...  سیل رای های  پاک ملت ایران خانه های پوشالی دشمنان را با خود شست و بار دیگر جلوه ای از دریای همدلی و یکپارچگی مردم ایران به وسعت چهل میلیون رای و بیش از 85% واجدین شرایط را در حضور جهانیان به منثه ظهور گذاشت. این قدرت نمایی وابسته به رنگ و شخص و حزب و گروه نبود. سبز و سفید و قرمز پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران موسوی احمدی نژاد رضایی یا کروبی را نمی شناخت. دریای عظیمی که روز 22 خرداد از حضور چهل میلیون من در قالب یک «ما»ی بزرگ ایجاد شد غرور آفرین و دلپذیر بود اما حیف و دو صد حیف که عده ای از قبل از انتخابات جــشن همدلی مردم ایران را دستخوش تمایلات خود نمودند و بعد از انتخابات هم سعی کردند با طرح همان شبه هایی که از قبل بر طبلش می کوبیدند دریای غرور ایرانیان را خدشه دار کنند. و ما امروز با گذشت حدود یک ماه از خلق این حماسه بزرگ از خود می پرسیم که مگر اینان با دستگاه وحی در ارتباط بودند که از قبل از انتخابات تشکیل کمیته صیانت از آراء را در دستور کار خود قرار دادند و از احتمال وقوع آشوب و فوران آتشفشان های درون سینه خبر دادند؟نمی دانیم چه شد که عده ای از درون همین نظام بر کشتــــی تمـــایلات بی منطق خود سوار شدند و مرزهای قانونی را شکستند و زیر بار نصیحت هیچ مشفقی نرفتند و صد البته که می خواهیم بدانم ناخدایان این کشتی ازآقای موسوی گرفته تا... با چه دلیل و منطق و نیتی حدود و صغور دریای عظیم ملت ایران را شکستند و این چنین برای دشمن داخلی و خارجی بستر آشوب و جنایت را فراهم ساختند. َما گرچه آقای موسوی را فرزند نظام و انقلاب می دانیم اما با اعلام شکایت از ایشان موج قانون تشکیل می دهیم تا کشتی سواران گسیخته از مرزها را به ساحل قانون بازگردانیم. باشد که خیر خواهی و حق طلبی مردم به پاخاسته و شاکی نمادی از قانون مدارَی مردم  و مسئولین در داخل و خارج از کشور باشد.

 

  

«با شکایت از آقای میرحسین موسوی و حامیانش به موج قانون بپیوندید.»

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 11:37 بعد از ظهر  توسط مهدی  |